بررسی تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر سبک های مقابله ای

پدیدآورده :امید امیدی
چكيده:
هدف از انجام اين پژوهش، بررسي تأثير آموزش مهارت هاي زندگي بر سبكهاي مقابلهاي دانش آموزان دختر دبيرستان هاي ناحيه ۱ شهر تبريز بود. به منظور انجام اين پژوهش، ۶۰ دانش آموز دختر دبيرستاني
به شيوه نمونه گيري خوشهاي چند مرحلهاي انتخاب و به دو گروه آزمايش و كنترل گمارده شدند) هر گروه متشكل از ۳۰ نفر) گروه آزمايش در طول ۱۲ جلسه هفتگي آموزش گروهي مهارت هاي زندگي را دريافت كردند؛ اما گروه كنترل آموزشي دريافت نكردند. ابزار مورد استفاده در اين پژوهش پرسشنامه سبكهاي مقابلهاي موس و بيلينگر ( ۱۹۸۱ ) بود كه در دو مرحله پيش آزمون و پس آزمون بر روي گروه آزمايش و گواه اجرا شد. براي تحليل داده هاي پژوهش از روش آماري تحليل كواريانس استفاده شد.
نتايج حاكي از آن بود كه آموزش مهارت هاي زندگي موجب افزايش معناداري در ميانگين نمرات شيوه مقابله مسأله مدار مي شود. با توجه به نتايج پژوهش، مي توان گفت كه آموزش مهارت هاي زندگي ميتواند
به عنوان يك روش مفيد، براي نوجوانان در مقابله با نگراني ها، مشكلات و مسائلشان به كار رود.

مقدمه
در زندگي هر فرد فراز و نشيب هاي زيادي وجود دارد كه تا وقتي كه بيش از اندازه افراطي نباشند، موجب جالبي و هيجان انگيز بودن زندگي مي شود؛ اما افرادي كه تحت استرس شديدي هستند بايد مهارت هاي لازم براي كاهش اثرات استرس بر جسم و روان خود را كسب كنند، در غير اين صورت سلامت روان خود و ديگران را در معرض آسيب جدي قرار خواهند داد. امروزه عليرغم ايجاد تغييرات عميق فرهنگي و تغيير در شيوه هاي زندگي، بسياري از افراد در رويارويي با مسائل و مشكلات زندگي، فاقد توانايي هاي لازم و اساسي براي حل مشكلا تشان مي باشند و همين امر موجب آسيب پذيري اين افراد در مواجهه با مسائل زندگي روزمره مي شود. اين مهارت ها و توانايي ها قابل فراگيري هستند و مي توان با صرف وقت و تلاش آنها را به چارچوب مقابلهاي فرد افزود)سازمان بهداشت جهاني)، مقابله قسمتي از تعامل شخص و محيط است و موقعي رخ مي دهد كه فرد يك موقعيت را استرس زا ارزيابي كند. در ادامه به برخي از تعاريف مقابله از ديد نظريه پردازان اين حوزه، پرداخته مي شود.
واكنش هاي شناختي و رفتاري افراد كه در پاسخ به موقعيت و عوامل فشارزا كه در زندگي اخيرشان اتفاقي افتاده است تعريف مي كنند. لازاروس مقابله را تلاش براي كنترل و اداره موقعیت های به نظر خطرناك و استرس زا تعريف كرده و استرس را شامل سه مرحله ميداند. الف: ارزيابي اوليه فرايند كه شامل ادراك اوليه فرد از يك تهديد يا خطر است. ب: ارزيابي ثانويه فرايند كه به پاسخ بالقوه فرد در ذهن براي مقابله با يك تهديد اشاره دارد. ج: مقابله فرايند كه فرد در اين مرحله به اجراي آنچه در ذهن دارد مي پردازد.
ساپينگتون معتقد است در استفاده از سبك هاي مقابله اي هر يك از افراد به شيوه هاي متفاوت عمل مي كنند و هيچ كس به محرك تنش زا، پاسخي را كه ديگران به آن داده اند، نمي دهد. برخي افراد در برابر عوارض محركهاي تنشزا بسيار آسيبپذيرند، اما در مقابل برخي ديگر از اين نظر بسيار مقاوم هستند. از نظر او عواملي همانند عوامل ارثي، عوامل شخصيتي و مهارت ها بر آسيب پذيري نسبت به فشار رواني تأثير مي گذارند. مهارت هاي مقابلهاي موجب سازگاري و بروز رفتار مثبت و مفيد در فرد مي شود كه اين توانايي ها باعث سهولت در پذيرش مسئوليت هاي اجتماعي مي شود و فرد بدون لطمه زدن به خود و ديگران، با خواسته ها، انتظارات و مشكلات روزانه بويژه در روابط بين فردي مشاهده می شود.

بررسي تأثير آموزش مهارت هاي زندگي
طارميان به سه ويژگي مهم براي مقابله اشاره مي كنند:
۱٫مقابله كردن مستلزم تلاش و برنامه ريزي است.
۲٫نتيجه نهايي واكنش هاي مقابلهاي هميشه مثبت نيست
۳٫مقابله كردن فرآيندي است كه در طول زمان اتفاق ميافتد.
ويژگيهاي مقابله مهم است، زيرا به ما امكان مي دهد تا راهبرد هاي مقابله اي متفاوت را مطالعه و بررسي كرده و دريابيم كدام سبك در موقعيت ها و شرايط مختلف مناسب تر است. به طور كلي دو راهبرد اصلي مقابله با فشار روانی وجود دارد كه عبارتند از ۱٫ راهبرد مقابلهاي مسأله مدار۲ .راهبرد مقابلهاي هيجان مدار
لازاروس و فولكمن از اولين پژوهشگران بوده اند كه در يك چهارچوب منسجم به اين موضوع پرداخته اند. راهبرد مقابلهاي مسأله مدار به عملكرد مستقيم براي كاهش فشار با افزايش مهارت هاي مديريت استرس اشاره دارد و شامل اقدامات سازنده فرد در رابطه با شرايط تنش زا است و سعي دارد تا منبع تنيدگي را حذف كرده يا تغيير دهد. در اين نوع مقابله، هدف فرد آرام ساختن خود و دست يافتن به آرامش است كه به دليل وجود استرس بهم خورده است. در اين روش فرد كاملاً فعال است و به دنبال راه حلي براي حل مشكل و يا به حداقل رساندن فشارهاي رواني ناشي از آن مي گردد و مي كوشد براي برطرف كردن يا به حداقل رساندن استرس كار يا فعاليتي انجام دهد ،اما راهبرد مقابلهاي هيجان مدار به راهبردهاي شناختي كه حل يا حذف عامل استرس زا را با دادن نام و معني جديد به تأخير مياندازد اشاره دارد و شامل كوشش هايي جهت تنظيم پيامد هاي هيجاني واقعي تنش زاست و تعادل عاطفي و هيجاني را از طريق كنترل هيجانات حاصله از موقعيت تنش زا حفظ مي كنند ، در اين روش، فرد، فعاليت و كوشش خاصي جهت كاهش يا حذف استرس نمي كند؛ بلكه فقط خود را آرام ساخته و از پريشاني و آشفتگي دور مي سازد شيوه هاي كارآمد مقابله با مسايل و مشكلات زندگي را در اصطلاح علمي “مهارت هاي زندگي” مي نامند. مهارت هاي زندگي عبارت است از آن گروه توانايي ها كه فرد را براي مقابله مؤثر و پرداختن به كشمكش ها و موقعيت هاي زندگي ياري مي كند. اين توانايي ها فرد را قادر مي سازد تا در رابطه با ساير انسان ها، جامعه، فرهنگ و محيط خود مثبت و سازگارانه عمل كرده و سلامت جسماني و رواني خود را تأمين كند .كسب مهارت هاي زندگي يكي از عناصر اصلي بلوغ اجتماعي در كليه فرهنگ ها است.
حل مسأله، مهارت مقابله با استرس، مهارت ارتباط را به نحو شايست هاي درك كرده اند، ميتوانند به انتخاب و ارائه رفتارهاي مناسب و در زمان و موقعيت معيني، دست بزنند كه جدا از فرهنگ افراد نيست. انسان در نتيجه فرآيند اجتماعي شدن برخي از مهارت هاي زندگي را كسب ميكند و اما در عرصه عمل، ميتواند اين مهارت ها را بهبود بخشد. مهارت هاي زندگي بطور كلي منجر به ارتقاي بهداشت رواني افراد جامعه، غناي روابط انساني، افزايش سلامت و رفتارهاي سلامتي در سطح جامعه ميشوند. مهارت هاي زندگي، هم به صورت يك راهكار ارتقاي سلامت رواني و هم به صورت ابزاري در پيشگيري از آسيب هاي رواني اجتماعي مبتلا به جامعه نظير اعتياد، خشونت هاي خانگي و اجتماعي، آزار كودكان، خودكشي، ايدز و موارد مشابه قابل استفاده است. در اين مسير شناخت مهارت هاي زندگي، يكي از شرايط اوليه براي سازگاري با شرايط متناقض و متفاوت زندگي است. با شناخت اين مهارت ها ميتوان ادعا كرد كه انسان مي تواند در شرايط متناقض زندگي سرافراز شود و آخرين تعاريف از مديريت زندگي نيز، به توانايي كنترل و اداره شرايط متناقض” تأكيد دارد.
مهارت هاي زندگي را در چندين سطح دسته بندي ميكند: سطح اول، مهارت هاي پايه اي و اساسي روانشناختي و اجتماعي همانند خودآگاهي و همدلي هستند. مهارت ها به شدت متأثر از فرهنگ و ارزش هاي اجتماعي مي باشند. سطح دوم شامل مهارت هايي از قبيل مذاكره، رفتار جرأت مندانه و حل تعارض هستند كه تنها در شرايط خاص مورد استفاده قرار مي گيرند. سطح سوم، مهارت هاي زندگي مانند با نقش هاي جنسيتي سنتي يا امتناع از سوء مصرف مواد كاربردي هستند.
برنامه آموزش مهارت هاي زندگي براي اولين بار در سال ۱۹۷۹ با اقدامات بوتوين از دانشگاه كرئل آغاز شد. اين برنامه شامل سه قسمت آموزش مهارت هاي شخصي، آموزش مهارت هاي ، اجتماعي و آموزش مهارت هاي مربوط به مشكلات ناشي از سوء مصرف مواد بود. هدف آموزش مهارت هاي زندگي به دانش آموزان از افزايش عزت نفس يا اعتماد به نفس، كنترل اضطراب، دفاع از حق خود، افزايش توانايي تصمیم گيري و حل مسأله ، رفع سوء تفاهم ها و برداشت هاي اشتباه، برقراري روابط مؤثر و سودمند با ديگران، پيدا كردن دوستان جديد، نه گفتن به درخواست هاي نابجا و نادرست، مقاومت در برابر فشارهاي تبليغاتي، مقاومت در برابر اصرار ديگران براي مصرف سيگار و ساير مواد مخدر. همچنين هدف از آموزش مهارت هاي زندگي از نظر سازمان جهاني بهداشت ( ۲۰۰۱ ) افزايش توانايي هاي رواني اجتماعي و در نهايت پيشگيري از ايجاد رفتارهاي آسيب زننده به بهداشت و سلامت و ارتقاي سطح سلامت روان افراد است.
برنامه مهارت هاي زندگي بر اين اصل استوار است كه افراد حق دارند توانمند باشند و نياز دارند كه بتوانند
از خودشان و علايقشان در برابر موقعيتهاي سخت زندگي دفاع كنند. مهارت هاي زندگي متعددند و صاحبنظران تقسيم بندي هاي گوناگون ولي مشابهي براي اين مهارت ها ذكر كرده اند. به چند مورد از آنها
اشاره ميشود: از نظر بوتوين و ديگران ( ۲۰۰۳ )، اجزاي مهارت هاي زندگي، شامل مهارت هاي خود مديريتي و مهارت هاي اجتماعي مي باشد. مهارت هاي خود مديريتي فردي، شامل توانايي تصميم گيري و حل مسأله، آگاهي از تأثيرات اجتماعي و مقاومت در برابر آن، مقابله با اضطراب، خشم و ناكامي، تعيين هدف، خود رهبري و خود تقويت دهي اجتماعي است. طارميان ( ۱۳۷۸ ) معتقد است انواع مختلفي از مهارت هاي زندگي از قبيل مهارت تصميمگيري، حل مسأله، مهارت تفكر خلاق، مهارت تفكر انتقادي، روابط اجتماعي مؤثر، خودشناسي، همدلي، مقابله با هيجانات و فشار رواني و مواردي از اين قبيل وجود دارد. سازمان بهداشت جهاني بر اين عقيده است كه آموزش مهارت هاي زندگي در راستاي ارتقاء و افزايش سلامت بوده و شامل چندين مهارت و توانايي اصلي و اساسي ميباشد. اين مهارت ها عبارتند از:
۱٫توانايي تفكر انتقادي ۲٫مهارت تفكر خلاق ۳٫توانايي حل مسأله ۴٫توانايي تصميم گيري ۵٫توانايي مقابله با هيجانات ۶٫توانايي روابط بين فردي ۷٫ توانايي همدلي ۸٫توانايي خودآگاهي
سازمان بهداشت جهاني به نقل از هزاري در ارزيابي نشانه هاي مهارت زندگي به شش عنصر اصلي اشاره مي كند.۱ :مهارت هاي زندگي كه بطور معمول آموخته مي شوند ۲٫ مجموع رفتارهاي كلامي و غيركلامي گوناگون و ويژه ۳٫ رفتارهایی که مستلزم ارائه پاسخ هاي مناسب و مؤثرند ۴٫تقويت زندگي ديگران را به حداكثر مي رسانند ۵٫ماهيتي تعاملي دارند و به موقعيت و زمان مناسب و تأثير متقابل برخي از رفتارها احتياج دارند ۶٫تحت تأثير عوامل خارجي مثل سن، جنس و پايگاه طرف مقابل قرار مي گيرند.
شخصي كه مهارتهاي زندگي را در مراوده و ارتباط با ديگران استفاده مي كند، به كسب موفقيت هاي ذيل نايل خواهد شد: الف: قدرت تحمل نسبت به نظرات مختلف و احساس امنيت نسبت به گفتار ديگران ب: انجام بموقع كار با توجه به شرايط زمان و مكان ج: برنامه ريزي و كوشش در امور مفيد و دوري از هر كار بي فايده د: برداشت واقع بينانه از جهان و عبرت آموزي از وقايع تاريخ گذشته ه: رازداري و كنترل رفتار
در خصوص بررسي تأثير مهارت هاي زندگي بر سبك هاي مقابله نتايج پژوهش آماند و ديگران ( ۲۰۰۸ ) نشان داد كه آموزش سبكهاي مقابلهاي كارآمد مي تواند موجب كاهش استرس و اضطراب باشد. فرويد در پژوهشي ديگر نشان داد كه تأثيرپذيري اجتماعي و فشار ناشي از همسالان از عوامل مؤثر در مصرف سيگار در بين نوجوانان است كه با آموزش مهارت هاي زندگي مي توان آن را تحت تأثير قرار داد. پژوهش هاي نيز نشان داد كه آموزش مهارت هاي زندگي قادر است مؤلفه هاي سازگاري اجتماعي و عاطفي كودكان و نوجوانان ساكن در مراكز شبانه روزي را بهبود بخشد. در پژوهشي كه توسط گلگذار انجام گرفت نشان داد كه آموزش مهارت هاي زندگي در افزايش ابزار وجود آزمودني ها مؤثر بوده؛ ولي در مطالعه پيگيري نشان داده شد كه اثربخشي آن موقت بوده و در فاصله زماني كمتر از سه ماه به شدت افت مي كند.
با توجه به مطالب عنوان شده مي توان عنوان نمود كه مهارت هاي زندگي، مانند هر نوع نگرش و مهارت ديگري اكتسابي و قابل آموختن است و از ابتداي زندگي و به تدريج ايجاد مي شود. فقدان اين مهارت باعث بروز رفتارهاي غيرمؤثر و ناسازگارانه در فرد در برابر فشارها مي شود. هر چه اين آموزش از سنين پايين تر آغاز شود و متناسب با سطح تحول ذهني و نيازهاي مخاطب خود باشد، اثربخشي آن بيشتر و بهتر خواهد بود. لذا اين پژوهش قصد بررسي تأثير آموزش مهارت هاي زندگي از قبيل خودآگاهي، مهارت حل مسأله، مهارت مقابله با استرس، مهارت ارتباط در انتخاب سبكهاي مقابلهاي مؤثر در دانش آموزان را دارد. با توجه به اينكه تحقيقاتي در زمينه تأثير آموزش مهار تهاي زندگي بر سلامت رواني، رضايت زناشويي، كنترل استرس و…. انجام شده؛ اما تا كنون در زمينه تأثير آموزش مهارت مقابله بر منبع كنترل تحقيقي صورت نپذيرفته، بدين جهت هدف پژوهش حاضر بررسي تأثير آموزش مهارت هاي زندگي بر سبكهاي مقابلهاي بوده و بر اين اساس فرضيات پژوهش حاضر عبارتند از:
آموزش مهارت هاي زندگي بر سبك مقابله اي متمركز بر مسأله)مقابله كارآمد(مؤثر است.
آموزش مهارت هاي زندگي بر سبك مقابله اي متمركز بر هيجان)مقابله ناكارآمد(مؤثر است.
جامعه، نمونه و روش نمونه گيري
تعداد افراد جامعه در پژوهش حاضر، شامل كليه دانش آموزان دختر دبيرستاني شهر تبريز بودند و بر اين اساس، نمونه پژوهش به روش نمونه گيري خوشه هاي چند مرحلهاي، ۶۰ نفر از دانش آموزان در نظر گرفته شده است. دليل استفاده از اين روش، بزرگ بودن حجم جامعه و دشوار بودن تهيه ي ليست كامل افراد جامعه است كه در اين شرايط از خوشه ها به عنوان واحد نمونه گيري استفاده شده است. براي انجام نمونه گيري از اين طريق ابتدا از بين پنج ناحيه آموزش و پرورش شهر تبريز يك ناحيه آموزش و پرورش به صورت تصادفي انتخاب شده است(خوشه اول).سپس در داخل اين ناحيه دو دبيرستان دخترانه انتخاب شده است(خوشه دوم).بنابراين در كل دو مدرسه در كل شهر انتخاب شده است در گام بعدي در داخل هر مدرسه يك كلاس(خوشه سوم(انتخاب شده است كه با احتساب تقريبي ۳۰ نفر براي هر كلاس تعداد نمونه به مقدار برآورد شده يعني ۶۰ نفر نزديك بوده است. در گام بعدي به صورت تصادفي يكي از كلاسها به عنوان گروه آزمايش و كلاس ديگر به عنوان گروه كنترلدر نظر گرفته شد.
ابزار پژوهش
پرسشنامه راهبردهاي مقابلهاي موس و بلينگ: اين پرسشنامه توسط موس و بيلينگ تهيه شده است. ساختار نظري آن بر اساس طبق هبندي و تعريف لازاروس و فولكمن از راهبردهاي مقابلهاي استوار است. بيلينگر و موس رويارويي و مقابله را مشخص كردند كه به رو شهاي متمركز بر مسأله و متمركز بر هيجان تقسيم شده بود. حيطه متمركز بر مسأله، شامل ۱۳ سؤال و حيطه متمركز بر هيجان نيز شامل ۶ سؤال بود كه به صورت بلي يا خير پاسخ داده شدند. موس و بيلينگ ميزان پايايي از روش آلفاي كرونباخ را گزارش كردند. پايايي پرسشنامه / ۰ تا ۸۰ / ۰/۸۰ و از پايايي دروني براي مقياسهاي ذكر شده از ۴۴ذكر شده است.
روش اجرا
در اين برنامه آموزشي چهار مهارت خودآگاهي، مهارت حل مسأله، مهارت مقابله با استرس و مهارت ارتباط، در ۱۲ جلسه ۱ ساعتي كلاس آموزشي به گروه آزمايش ارائه شد كه در جدول ۱ آمده است.
جدول ۱- محتواي جلسات آموزشي مهارت هاي زندگي
جلسه محتواي جلسات تكاليف
۱ معارفه، تعريف خودآگاهي و بيان ضرورت خودآگاهي، بحث درباره فوايد و كاركردهاي خودآگاهي دانش آموزان با دقت در اعمال روزانه خود سعي مي كنند عميقتر و به ويژگي هاي خود بيانديشند و همچنين پرسشنامه خودآگاهي را براي شناخت بهتر خود پر كنند.
۲ ارائه گزارش از تكاليف جلسه قبل و دادن پسخوراند، بحث در مورد شكل گيري خودآگاهي در انسان، اجزاء خودآگاهي نقاط ضعف و قوت، تكيه به نقاط قوت و پذيرش و رفع نقاط ضعف دانش آموزان با تامل در خود، نقاط ضعف و قوت خود را شناسايي كنند و سپس آنها را را در يك جدول بياورند. و در مقابل هر ويژگي، قابل تغيير يا غيرقابل تغيير بودن آنها را مشخص كنند.
۳ ارائه گزارش از تكاليف جلسه قبل و دادن پسخوراند، بحث در مورد اجزاء رواني انسان، چگونگي تأثير ارزيابي منفي بر احساسات و رفتار، خودآگاهي از حقوق و مسئوليت هاي خود، جمع بندي تمرين تفكر و ارزيابي مثبت محيط اطراف و اتفاقات روزمره و تفكر در مورد حقوق و مسئوليت هاي خود.
۴ ارائه گزارش از تكاليف جلسه قبل و دادن پسخوراند، تعريف و بيان ضرورت ارتباطات مؤثر، بحث در مورد ضرورت ايجاد ارتباط براساس سلسله مراتب نيازها براساس ديدگاه مازلو دانش آموزان ارتباط هاي هفته گذشته خود را فهرست كنند و بنويسند كه هر كدام از اين ارتبا ط ها به كدام يك از نيازهاي فردي مربوط مي شود.
۵ ارائه گزارش از تكاليف جلسه قبل و دادن پسخوراند، بحث در مورد ارتباط بين فردي مؤثر، رفتارهايي كه نقش مهمي در اين مراحل دارند، شگردهاي شروع يك ارتباط. تمرين نحوه شروع يك ارتباط مؤثر و شناسايي نقاط ضعف و قوت خود در مهارت ارتباط با استفاده از پرسش نامه هاي كه در اختيارشان گذاشته مي شود.
۶ ارائه گزارش از تكاليف جلسه قبل و دادن پسخوراند، بحث در مورد ادامه يك گفتگو، هنر گوش دادن، تمرين مرحله اول و دوم مهارت ارتباط در جلسه، بحث در مورد پايان دادن به گفتگو و هوشيار بودن در برقراري ارتباط با ديگران، جمع بندي. تمرين مراحل يك ارتباط مؤثر با ديگران
۷ ارائه گزارش از تكاليف جلسه قبل و دادن پسخوراند، تعريف دقيق استرس و علايم آن، بحث در مورد چگونگي تأثير اين علائم بر فرد از دانش آموزان خواسته مي شود موقعيت هاي استرس زاي هفته گذشته خود را در جدولي بنويسند و شدت استرس آن موقعيت ها را در يك مقياس۱-۱۰۰ نمره گذاري كنند.
۸ ارائه گزارش از تكاليف جلسه قبل و دادن پسخوراند، بحث در مورد الگوهاي فكري معيوب كه موجب استرس فرد ميشود. در جدولي كه جلسه قبل آن را پر كرده اند، يك ستون اضافه كنند و فكري را كه هنگام وقوع استرس به فرد دست داده است را يادداشت كنند.
۹ ارائه گزارش از تكاليف جلسه قبل و دادن پسخوراند، بحث در مورد استفاده از خود آرام سازي بدني و حساسيت زدايي منظم به عنوان شيوه هاي براي مقابله با استرس و تمرين آنها در جلسه، جمعبندي. تمرين خودآرام سازي و حساسي تزدايي در موقعيت هاي استرسزا
۱۰ ارائه گزارش از تكاليف جلسه قبل و دادن پسخوراند، تعريف حل مسأله دانش آموز تامل در اعمال روزانه خود، مشخص كند كه براي حل مسائل خود بيشتر از رويارويي هيجان مدار استفاده ميكند يا رويارويي مسأله مدار
۱۱ ارائه گزارش از تكاليف جلسه قبل و دادن پسخوراند، بحث در مورد گام هاي مختلف حل مسأله، شناسايي تا طرح مسأله، تعريف دقيق مسأله جمع آوري اطلاعات. تمرين گامهاي حل مسئله در مورد مسائل روزانه خود
۱۲ ارائه گزارش از تكاليف جلسه قبل و دادن پسخوراند، بحث در مورد توليد راه حل هاي گوناگون و مناسب براي حل مسأله، اجرا و ارزيابي انتخاب مناسب، جمع بندي.
بحث و نتيجه گيري:
هدف پژوهش حاضر بررسي تأثير آموزش مهارت هاي زندگي از قبيل خودآگاهي، مهارت حل مسأله، مهارت مقابله با استرس و مهارت ارتباط بر سبكهاي مقابل هاي نوجوانان دختر دبيرستان هاي تبريز انجام شد. در مورد فرضيه اول پژوهش آموزش مهارت هاي زندگي بر سبك مقابل هاي متمركز بر مسأله مؤثر است نتايج حاكي از آن بود كه آموزش مهارت هاي زندگي به روش مقابله متمركز بر مسأله مؤثر است. به عبارت ديگر، آموزش مهارت هاي تصميم گيري، حل مسأله، تفكر، خودآگاهي، شيوه مقابله با استرس، مهارت هاي ارتباطي و مهارت هايي از اين قبيل به دانش آموزان، موجب ديد بازتر و عميق ترآنان نسبت به موضوعات مي شود و آنان خواهند توانست جنبه هاي مختلف موضوع را مورد بررسي قرار داده و به حل آنان بپردازند كه همين امر موجب تصميم گيري هاي درست و در نتيجه كسب آرامش و سلامت روان بيشتر آنان خواهد بود.
منابع
احمدي، خديجه. ( ۱۳۸۸ ). بررسي رابطه سبكهاي مقابلهاي با سلامت عمومي دانشجويان، پايان نامه
كارشناسي ارشد، دانشگاه تبريز.
اسكندري، حسين. ( ۱۳۸۰ ). مهارت هاي زندگي، تهران انتشارات سپند هنر.
اكبري، رسول. ( ۱۳۸۲ ). بررسي شيوههاي روياروي با تنيدگي(استرس) و رابطه آن با سلامت
رواني در دانشآموزان مقطع متوسطه شهرستان سراب، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه تبريز.
آقاجاني، مريم. ( ۱۳۸۱ ). بررسي تأثير آموزش مهارت هاي زندگي بر سلامت روان و منبع كنترل
نوجوانان در مقطع دبيرستان شهر تهران، پاياننامه كارشناسي ارشد روانشناسي تربيتي، دانشگاه
الزهرا.
ترابي، مجيد. ( ۱۳۸۱ ). ارزيابي تأثير آموزش مهارت هاي زندگي در ايجاد نگرش منفي نسبت به
سوء مصرف مواد مخدر در بين دانشآموزان تبريز، پاياننامه كارشناسي ارشد، دانشگاه تبريز.
حاج اميني، زهرا. ( ۱۳۸۷ ). بررسي تأثير آموزش مهارت هاي زندگي بر واكنش هاي هيجان نوجوانان،
. دوره ۲، شماره ۳، ص ۲۶۸
حدادفريد، مريم. ( ۱۳۸۷ ). بررسي تأثير آموزش مهارت هاي زندگي بر مولفههاي سازگاري و
سلامت عمومي در دختران ساكن مراكز بهزيستي، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه تبريز.
حسيني، ابوالقاسم. ( ۱۳۷۸ ). مفاهيم اهداف بهداشت رواني. فصلنامه اصول بهداشت رواني. شماره ۱، صفحه
.۴۷-۵۳
خنيفر، حسين و پورحسيني، مژده. ( ۱۳۸۵ ). مهارت هاي زندگي. تهران: انتشارات مركز نشرهاجر وابسته به
طارميان، فرهاد. ( ۱۳۷۸ ). مهارت هاي زندگي راهنماي اجراي فعاليتهاي پرورشي دورة متوسطه،
تهران: انتشارات تربيت. (چاپ دوم).
غضنفري، فيروز.، قدمپور، عزت اله. ( ۱۳۸۷ ). بررسي رابطه راهبردهاي مقابلهاي و سلامت رواني در ساكنين شهر
.۴۷ – خرم آباد، فصلنامه اصول بهداشت رواني، سال دهم، بهار ۱۳۸۷ شماره ۳۷ ص ۵۴
فريد، ابوالفضل. ( ۱۳۸۵ ). مهارت هاي زندگي. طرح پژوهشهاي چاپ نشده تعليم وتربيت استان آذربايجان شرقي.
كلينيكه، كريس. ( ۱۳۸۰ ). مهارت هاي زندگي، ترجمه محمدخاني، ش.، تهران: انتشارات رسانه تخصصي، چاپ
سوم.
گلگذار، وجيهه الله. ( ۱۳۷۹ ). اثر بخشي ابراز وجود بر خود كارآمدي گروهي از نوجوانان و جوانان
مقيم شبانه روزي شهر تهران، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه بهزيستي و توانبخشي.
مالكي، كفايت. ( ۱۳۸۶ ). بررسي رابطه بين معني زندگي و راهبردهاي مقابلهاي با احساس
شادكامي در بين دانشجويان دانشگاه تبريز، پاياننامه كارشناسي ارشد دانشكده علوم تربيتي و
روانشناسي دانشگاه تبريز.
محمود عليلو، مجيد. ( ۱۳۸۳ ). برنامه آموزش مهارت هاي زندگي، راهبردهاي كنترل خشم و پرخاشگري، جزوه
چاپ شده وزارت علوم و تحقيقات و فنآوري.
بهداشت بلوغ » مهديزاده، محمد. ( ۱۳۸۳ ). راهنماي آموزش مهارت هاي اساسي زندگي در مورد
تهران: انتشارات سازمان نهضت سواد آموزي. « نوجوانان
هزاري، زليخا. ( ۱۳۸۴ ). بررسي تأثير آموزش مهارت هاي زندگي بر سلامت رواني معلولان جسمي
شهرستان تبريز. پاياننامه كارشناسي ارشد، دانشگاه تبريز.
يوسفپور، مريم. ( ۱۳۸۸ ). بررسي تأثير آموزش مهارت هاي زندگي بر بهبود بهداشت رواني
معلولان جسمي، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه تبريز.
يونيسف. ( ۱۳۸۱ ). راهنماي آموزش مهارت هاي زندگي جوانان و زنان، تهران: نشرني.

نوشتن دیدگاه

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.لطفا فیلد های که دارای ستاره هستند را پر کنید *

*