ديدگاه‌هاي مكاتب کیفری معاصر در خصوص مجازات مجرمین

رضا بجکار- رئیس اداره قضایی و اجرای احکام – ستاد اداره کل ، حمزه میرزایی- کارشناس حقوق شهروندی و امور بازداشتگاهها – ستاد اداره کل
مكتب اصالت تحصل: آموزه اين مكتب بر پايه استقرار و تجربه استوار است. هدف اين مكتب، مطالعه تحققي بزه به مثابه فعلي انساني با مشاهده انسان مرتكب و محيط رفتار او مي‌باشد. نتيجه‌اي كه پيروان اين مكتب از تجربه‌هاي خود درباره انسان بزه‌كار به دست آورند، سرانجام به نفي هر گروه تصور پيشين درباره انسان كه مكتب حقوق كيفري كلاسيك او را برخوردار از انديشه و احساس و مختار و اخلاقا مسئول اعمال خود مي‌ديد انجاميد. به نظر طرفداران اين مكتب، بزهكاري پيش از آنكه به طور خاص پديده‌اي انساني باشد، در طبيعت نيز به همان اندازه كه در ميان انسان‌ها گسترده است به چشم مي‌خورد درباره مسئوليت كيفري، اين مكتب عقيده دارد كه انسان شخصيتي جسماني و رواني است كه طبيعت او از عناصر وراثتي تن و روان سرشته شده است و در محيط رشد و تغيير مي‌يابد. بنابراين امكان ندارد هيچ اراده و نيروي رواني بيرون از عنصر اندامي تصور كرد، در حاليكه اين نيرو خود پيامد و كاركرد همان اندام بيش نيست و ممكن نيست نباشد. بنابراين بايد هر گونه سياست كيفري كه بر پايه مسئوليت اخلاقي بزهكار و عنصر تقصي استوار است ترك كرد و از اين پس مسئوليت اجتماعي انسان را تنها به دليل آنكه در جامعه زندگي مي‌كند جايگزين آن نمود. درباره هدف از اجراي كيفرهاي اعتقاد بر اين است كه رنج و آزار هدف واقعي كه منظور نظر است همراه مي‌باشد، يعني خود افرادي كه همانند پذير نيستند. به طور كلي در بحث پيرامون حق كيفر، مكتب تحصيلي با مكتب اصلي كه حق كيفر جامعه را توجيه مي‌كند پذيرفته است، مسئوليت اخلاقي بزهكار است. در حاليكه اصالت تحصيل مسئوليت اخلاقي را مردود مي‌داند. اين مكتب براي اجراي كيفرها سه نوع فايده در نظر گرفته است. – پيشگيري عمومي (براي ارعاب كساني كه آمادگي ارتكاب جرم را دارند) – پيشگيري اختصاصي (براي جلوگيري محكوم عليه از تكرار جرم) – پيشگيري غير مستقيم (به نشانه تشويق انسان‌هاي درستكار و تشديد تنفر از جرم) بنابراين جامعه قادر خواهد بود با پيشگيري به جاي سركوبي، با خنثي كردن نقشه‌هاي بزهكارانه از خود حمايت كند. نقد نظريه اصالت تحصل: يكي از نخستين انتقادهايي كه به اين مكتب وارد شد، تصوير ناتمامي بود كه طبقه‌بندي بزهكاران از انسان بزهكار ترسيم مي‌كرد در واقع، اين انتقاد مربوط به روشني بود كه به ويژه لومبروز پيش گرفته بود و مي‌كوشيد بر پايه استقرار نظريه معتبري درباره بزهكار ما در زاد ارائه دهد. ويدال و مايول اين ايراد را بيان نموده‌اند و گفته‌اند كه مشاهد برخي بي تناسبي‌ها نزد بعضي از آدم كشان بي رحم كه ويژگي آن‌ها پيشياني پس رفته، پيش‌آمدگي طاق ابروان، پهني گيجگاه و ردش آرواره زيرين است، قاعده‌اي را بنا نمي‌گذارد و دليل بر وجود نوع مادرزادي ادمكش نيست. مهمترين ايرادي كه بر موازين اين مكتب وارد است جبرپنداري پيروان اين مكتب درباره اعمال و رفتار انساني است. مسئوليت كه مارك آنسل آن را حركت دهنده فرايند ديواره اجتماعي شدن بزهكار مي‌داند و احساس شخصي و باطني است، اصلاح او را آسان مي‌كند و پيروان اصالت تحصل در اجراي كيفر به عنوان «پيشگيري اختصاصي» به ضرورت اين هدف نظر داده بودند. در حاليكه بالفي آن پيشگيري اختصاصي بي معني خواهد بود. ۱- مكتب اصالت عمل: نظريات فلسفي اين مكتب كه مبتني بر اصالت تجربه در معرفت و فايده گرايي در عمل مي‌باشد از انديشه‌هاي ويليام جبيس فيلسوف معروف آمريكايي الهام گرفته است. از نظر اين فيلسوف محك حقيقت را بايد در عمل جستجو كرد و به نتايج، بيشتر از اصول اهميت داد. بنابراين عقيده‌اي درست است كه موفق شود و به تحقق بپيوندد. به گفته جيمس يك عقيده و انديشه مفيد نيست چون «درست» است بلكه «درست» است چون مفيد است. پس درستي يا نادرستي يك انديشه به مطابقت آن با نيازها و طبايع بستگي دارد نه مطابقت آن با واقعيت عيني و خارجي به اعتقاد اين مكتب نتيجه و حاصل واقعي تفكر رااعمال شخص بهتر نشان مي‌دهند تا فضايايي كه نظرا اثبات و اظهار مي‌نمايد. بنابراين عقل در خدمت عمل است. اين روش ضمن آنكه تمام فوايد روش آزمايشي و دستاوردهاي علم را مي‌پذيرد، مي‌كوشد تا حدودي روش قديم را پشت سر گذارد. در واقع اين مكتب كه گونه‌اي تفكر التقاطي است نظريه جديدي را بيان نمي‌‌كند و مي‌كوشد گرايش‌هاي گوناگون مكاتب ديگر را با هم آشتي دهد. سمت و سوي مكتب اصالت عمل به نوعي فلسفه كيفر تنها ابزار با پديده بزهكاري نيست و در اساسنامه اتحاديه بين المللي حقوق كيفري نيز به اين موضع اشاره مي‌شود كه كيفر يكي از كار آمدترين ابزاري است كه روايت عليه بزهكاري در اختيار دارد ولي تنها ابزار منحصر به فرد نيست. بنابراين كيفر نبايد از ساير درمان‌هاي اجتماعي جدا بماند و به ويژه تدابير پيشگيرانه نبايد فراموش شوند. آموزه مكتب اصالت عمل كيفري و كوشش در پيوند تمام مواضع فكري مكتب‌هاي پيشين و انكار هر گونه جرميت، موجب شد كه حق كيفر حق و مطلق تلقي نشود و تنها حقي نسبي براي دفاع جامعه به شمار آيد. ۲- مكتب دفاع اجتماعي جديد: پيش از اين در نظريات پيشگامان مكتب تحصلي اصطلاح «دفاع اجتماعي به مفهوم حراست از جامعه و سياست مقابله با بزهكاران به كار مي‌رفت ولي در اين مكتب، دفاع اجتماعي جز بهبود جامعه از طريق اجتماعي كردن بزهكاران هدف ديگري ندارد. از اين رو پيشنهاد مي‌شود به جاي حقوق كيفري، مجموعه‌اي از تدابير و اقداماتي كه از مشقت تهي است جايگزين آن شود. در اين ديدگاه حق كيفر جامعه نفي شده و براي نيل به اهداف درماني و تربيتي وظايفي براي دولت تعيين شده است. جامعه و دولت، جز ضرورت عمل واقعيت ديگري ندارند. قواعد زندگي در جامعه بر پايه قراردادها استوار است. اين امر ضمن آنكه مؤيد نسبي بودن قوانين است، در برقراري نظام حقوق دولت، محدوديت‌ها تحميل مي‌كند. مقررات حقوق دفاع اجتماعي كه جايگزين حقوق كيفري مي‌شود با مفاهيم بزهكار و كيفر مغاير است. زيرا اين مقررات هيچ گونه جنبه كيفري ندارد. غايت آن‌ها سازگاري فرد با نظام اجتماعي است. در مقابل نشانه‌هاي جامعه ستيزي بزهكار، مراجع تصميم گيري، اقداماتي را براي مقابله پيش‌بيني مي‌كنند. تحميل رنج كيفري نه تنها چنين وظيفه‌اي را تسهيل نمي‌كند . بلكه خواري و خفت ناشي از مجازات مجرم را در سراشيبي سقوط اخلاقي قرار مي‌دهد. طرفداران دفاع اجتماعي تا جايي از عقايد افراطي خود پيش رفتند كه اعلام كردند اقدام اجتماعي ساختن فرد ضد اجتماعي، نبايد هيچ گونه آسيبي به او وارد آورد. نقد مكتب دفاع اجتماع جديد: نظريات افراطي اين مكتب اعتراضات شديدي برانگيخت در ميان مخالفان، آنسل كه رهبر جناح معتدل نهضت دفاع اجتماعي بود با هر گونه جايگزيني حقوق كيفري به مخالفت پرداخت و معتقد بود حقوق كيفري بايد در پروسه سياست معقولي كه دفاع اجتماعي اقتضا مي‌كند تحول و تكامل يابد نه اينكه جاي خود را به او واگذار كند. به اعتقاد آنسل دفاع اجتماعي تعبير نوي از حقوق فرد در برابر جامعه به دست مي‌دهد. او مي‌گويد همانطور كه در گذشته حق فرد نسبت به آزادي، مالكيت، كار و… شناخته شده و كسب اين امتيازات منشاء تكاليفي براي دولت بوده است، امروز حق اجتماعي شدن فرد مانند ساير حقوق از اعتبار برخوردار است. كسب چنين امتيازي در بعد تربيتي مشروط به تكليف بزهكار به پذيرش آن است و به اين ترتيب مي‌توان تعادل محسوسي ميان حقوق دولت و فرد در مرحله اجراي حكم برقرار كرد. به نظر آنسل اجراي كيفر به معني اخص و صورتي جايز است كه تمام كوشش‌ها براي نيل به اهداف تربيتي به شكست انجاميده باشد پس در هر حال اجراي كيفر نبايد حيثيت و شرافت انساني را لكه‌‌دار كند و راه بازگشت را به روي بزهكار ببندد و خود عامل جرم زا به شمار آيد. كاهش سخت گيري كيفري در سده‌هاي اخير براي تاريخ نگاران حقوق پديده‌اي است كاملاً شناخته شده تغييرها و اصلاح‌ها با يك جا به جايي در موضع عمل تنبيهي همراه بوده است كه از شدت آن كاسته شده و هدف آن تغيير كرده است. پرسش اين است كه اگر كيفرمندي در سخت‌گيرترين شكل‌هاي خود ديگر متوجه بدن نيست، پس بر چه چيز چنگ مي‌اندازد؟ پاسخ نظريه پردازان اين است كه بايد به جاي كفاره‌اي كه بر بدن وارد مي‌آمد، مجازاتي كه بر اعماق قلب و انديشه و اراده و اميال تأثير بگذارد «مابلي» يك بار براي هميشه اين اصل را ضابطه بندي كرد: «اگر بتوان اين گونه سخن گفت، باشد كه مجازات بيشتر بر روح وارد آيد تا بر بدن» منابع : ۱- جايگزين هاي حبس در نظام حقوقي پيشرفته ، محمد شريفي نيا ۲- بسترهاي قانوني جايگزين حبس در نظام قضايي ، دكتر مهدي كي نيا ۳- راههاي كاهش اثرات منفي حبس ، دكتر حسين صانعي

نوشتن دیدگاه

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.لطفا فیلد های که دارای ستاره هستند را پر کنید *

*