گزارش

فرشته ای با چشمان سبز

مثل مهد کودک بود، یک جا که نمی دانم کجا بود، یه عالمه بچه… همه با هم بازی می کردیم، غذا میخوردیم و شبها موقعی که خاله مهربون چراغ را خاموش می کرد، می خوابیدیم… نمی دانم کجا بود… ولی یک روز شما و مامانی آمدید و منو انتخاب کردین… دیگر بعد از آن من بودم و تو بودی و ...

ادامه مطلب »

با هر دست بدهی، با همان دست می گیری

…عروسی دخترمه، دستم خالیه، نمیشه قسطی بخرم؟ تخفیف میخوام، جلوی خانواده داماد آبروم میره… حاج مهدی این جملات را زیاد می شنید. حتی خیلی وقتها هم این و آن برای پول دستی وارد مغازه اش می شدند. کار و کاسبی رونق داشت، می گفت با هر دست بدهی، با همان دست می گیری… سالها بود حاج مهدی صبح به صبح ...

ادامه مطلب »

بارانی که در راه است

نمایندگی ستاد دیه استان تهران

بارانی که در راه است گرمای تهران بر سرش فرود آمده بود، گرما که نه، بدبختیها… اجاره نشینی در خانه های محقر و قدیمی…. زمانی در گذشته های نه چندان دور، حقوق کارمندی بود و آسایشی مختصر. سی سال با همین حقوق شوهر زندگی را چرخانده بود. بدبختی از روزی شروع شد که شوهر بازنشسته شد و اطرافیان پیشنهاد به ...

ادامه مطلب »

ماجرای سریال «نوار زرد» به ندامتگاه قزلحصار رسید

سریال نوارز زرد به کارگردانی پوریا آذربایجانی طی دو روز در ندامتگاه قزلحصار تصویر برداری شد. به گزارش روابط عمومی ندامتگاه قزلحصار سریال «نوار زرد» به کارگردانی پوریا آذربایجانی و تهیه‌کنندگی محمدرضا شفیعی در ندامتگاه قزلحصار وارد قاب جادوئی شد. در خلاصه داستان «نوار زرد» که در ۲۰ قسمت ۴۵ دقیقه ای آمده است: امیر آقایی در نقش سرگرد نوار ...

ادامه مطلب »